1198- صندلی داغ، یا هر چه میخواهد دل تنگت بپرس
-
تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:34
چند روزه که حریر در حال برگزاری صندلی داغه و از بلاگرا دعوت کرده شرکت کنن و از شرکتکنندگان سؤال بپرسن. با توجه به حساسیتی که من به سؤال کردن و مورد سؤال واقع شدن و کامنتهای نوع «پرسشی» و موضوع حریم خصوصی دارم، شرکت نکردم. همیشه روی این موضوع حساسیت داشتم. پیش اومده که سر کلاس از استاد و معلمم هم سؤا...
۱۲۰۰- بلاگرِ وبلاگتعطیلکردهای که هر موقع اینستا پست میذاره عذاب وجدان میگیره و تو دلش میگه الهی بمیرم برای خوانندههای وبلاگم که الان بدون پست موندن
-
تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:34
ادامه مطلب
۱۲۰۱- جام جهانی چشمهات
-
تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:34
هر چی فکر کردم برای این چالش رادیوبلاگیها و در جواب دعوت و لطف دوستان چی بنویسم، چیزی به ذهنم نرسید. من تو نوشتن متنهای احساسی و عاشقانه کُمیتم لنگ میزنه. و صد البته که پیش از این، با پستِ «سعی نکن به زور خودتو توی دل کسی جا کنی؛ چون جا نمیشی، مچاله میشی» حجت رو بر عاشقان و عاشقانهنویسان تمام کردم. ...
۱۲۰۲- برای سالها بعدِ خودم، جهت مقایسۀ طرز تفکر فعلیم با تجارب اون موقع، یا مقدمهای بر کتاب مراد از رویا تا واقعیت
-
تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:34
راهی تهرانم برای مصاحبهٔ دکتری. واگن هفت، کوپهٔ نه. طبق معمول بحث، بحث شوهر و ظلمهای مادرشوهر و خواهرشوهر و فواید مهریه و مشقتهای زندگی مشترک و راههای مقابله با جاری و فک و فامیل شوهره. خانومه میگه من تحصیلکرده بودم، کار هم داشتم. موقع ازدواج شوهرم گفت سر کار نرو، خودم هر ماه حقوق میدم بهت. بیست سال...
۱۲۰۳- تهدیگِ فصل سوم
-
تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 16:34
پاسخ کامنتهای دوستانِ بدون وبلاگ: @امید2: نمیدونستم! چه جالب :) @سیتکا: ممنونم عزیزم :) @المیرا: انشاءالله که حل میشه. برات دعا میکنم :) @خاموش اما دختر: نه، من دیروز سعادتآباد که هیچ، کلاً تهران نبودم :) @سعید: سلام. در مورد مصاحبه، خودم چهار تا مصاحبه داشتم که از نظر سؤالات و مباحثی که توش مطرح شد...
1179- روزمرهجات
-
تاریخ: 1396/10/19 ساعت: 12:24
1. فکر کردم برادرم موبایلشو جا گذاشته. هنوز دم در بود. به نظرم نمیتونست زیاد دور شده باشه. زنگ زدم بهش میگم چک کن ببین اگه گوشیت همرات نیست، بیارم برات. (امید یه گوشی بیشتر نداره و من به موبایلش زنگ زده بودم. میفهمین؟ به موبایلش.xa0ینی میخوام بگم اینا واسه شما جُکه، برای ما خاطرهست.) 2.xa0داشتم تو گ...
1175- وصایای یک بلاگر پیرِ پا لب گور، به بلاگران جوان (4)
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 14:28
به عنوان بلاگر بارها پیش اومده که پستهایی نوشتیم و با پستهایی مواجه شدیم که یه همچین عناوینی داشتن: «رمزی»، «رمزدار»، «رمز میدم»، «رمز نمیدم»، «رمز دادنی است»، «رمز به همه تعلق میگیره»،xa0«برای خودم نوشتم»،xa0«اگه رمز یادتون رفته نپرسید»، «بپرسید»، «رمز به همه داده میشه به جز یک نفر»، «رمزو فقط به خ...
1176- بازم مکتبخونه :دی
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 14:28
زمستون بود. تالارِ؟ کدوم تالار بود اینجا؟ فکر کنم تالار سه. چهارمین تالار از سمت راستِ درِ ورودی. همیشه وقت بیدار شدن و صبحانه خوردن و حاضر شدنمو جوری تنظیم میکردم که به موقع سر کلاس باشم. به موقع ینی نه دیر، نه زود. خارجکیا میگن آنتایم. ساعت هفت و بیست و نه دقیقه است و یک دقیقهی دیگه استاد درسو شرو...
1178- تهران، به روایت تصویر
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 14:28
برخی از عکسهای مربوط به پست قبلxa0
1174- سعی نکن به زور خودتو توی دل کسی جا کنی. چون جا نمیشی؛ مچاله میشی
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 0:10
صبح داشتم سوالهای سالهای قبل کنکور دکتری و ارشد علوم شناختی رو پرینت میکردم که کاغذای باطلهم تموم شد. نمیتونم صبح تا شب و شب تا صبح پشت لپتاپ بشینم و پیدیاف بخونم. چشام اذیت میشه. کم نیست؛ شش هفت سری سوال، هر کدوم پنجاه شصت صفحه است. حیفم هم میاد برای یه همچین چیزایی کاغذ پشت و رو سفید استفاده کنم. ...
1164- مکتبخونه ۲
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 2:17
این چند وقتی که فیلمهای مکتبخونه رو میدیدم، نکات و چیزهای جدیدی که یاد میگرفتم رو برای خودم یادداشت میکردم. نکاتی رو هم که فکر کردم ممکنه برای شما هم جالب باشه، اینجا میارم. اگه روی اعداد کلیک کنید، فیلمشم میتونید ببینید. قسمت 105، یه سری نکات تخصصی در مورد پیکسل و چشم و دیدن و نحوهی بازنمایی در مغز...
1165- مکتبخونه ۳
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 2:17
این چند وقتی که فیلمهای مکتبخونه رو میدیدم، نکات و چیزهای جدیدی که یاد میگرفتم رو برای خودم یادداشت میکردم. نکاتی رو هم که فکر کردم ممکنه برای شما هم جالب باشه، اینجا میارم. اگه روی اعداد کلیک کنید، فیلمشم میتونید ببینید. قسمت 155، بازیِ سنگ، کاغذ، قیچی و فعالیت ناحیهی پاراسینگولیت؟ (این اسمای اجغ و...
1166- مکتبخونه ۴
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 2:17
این چند وقتی که فیلمهای مکتبخونه رو میدیدم، نکات و چیزهای جدیدی که یاد میگرفتم رو برای خودم یادداشت میکردم. نکاتی رو هم که فکر کردم ممکنه برای شما هم جالب باشه، اینجا میارم. اگه روی اعداد و لینکها کلیک کنید، فیلمشم میتونید ببینید. به دلیل جذابیتِ این فصل (رشد مغز کودک)، خلاصهی اغلب قسمتا رو ارائه می...
1167- مکتبخونه ۵، پی اُ آی ۲
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 2:17
این چند وقتی که فیلمهای مکتبخونه رو میدیدم، نکات و چیزهای جدیدی که یاد میگرفتم رو برای خودم یادداشت میکردم. نکاتی رو هم که فکر کردم ممکنه برای شما هم جالب باشه، اینجا میارم. اگه روی اعداد و لینکها کلیک کنید، فیلمشم میتونید ببینید. قسمت 194، وضعیت نورونها در حالت خواب و بیداری و صرع رو نشون میده و می...
1168- از هر چه هست دور و برم خستهام، صحن و سرای شاه خراسانم آرزوست
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 2:17
آخرین باری که مشهد رفته بودم اردوی ورودیای شریف بود... تا چند ساعت دیگه راهی مشهدیم و نائبالزیاره و به یاد همهتون :)
1169- ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی؟
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 2:17
منو به حال من رها مکن منی که دل بریدم از همه
1170- تربیت اسلامی کودکان خود را به شیخ شباهنگ دام ظلها العالی بسپارید :دی
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 2:17
+ خونهی مامانبزرگماینا + از سلسله پستهای اینستاگراممان + ولی بهنظرم بهتره وظیفهی خطیر آموزش نماز به پسرامونو به پدراشون واگذاریم تا با چادر نماز نخونن :)) + یا حداقل یه جوری براشون تبیین کنیم که پسرن و چادرنماز فقط واس ماس :دی
1171- اگه چند سال زودتر و چند کیلومتر اون ورتر بهدنیا اومده بودم، الان این نظریهها به اسم من ثبت شده بودن
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 2:17
چند روز پیش خوابی دیدم و باxa0تفکرات عمیق وxa0تحلیل و بررسی موشکافانهش! به کشفی نائل آمدم. ولیکن از اونجایی که هنوز علم و سوادم رو در حدی نمیبینم که از خودم نظریه در کنم! اون کشف رو در حد یک یادداشت یه گوشه نوشتم که بعداً با آموختههام تکمیلش کنم. خواب دیدم با عصبانیت و داد و فریاد از معلمم میخوام حر...
1172- سفرنامه
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 2:17
مقدمه تنهایی مسافرت کردنو به تور و تیم ترجیح میدم. یه دلیلش اینه که قید و بند و قوانین گروه دست و بالمو میبنده و از اینکه از نظر زمانی و مکانی و غذایی! باید تابع جمع باشم حس خوبی بهم دست نمیده. یه کم خودرأیم. و صد البته که با سرپیچی وxa0تخطی کردن از قوانین گروه هم موافق نیستم. همون قدر که دلم میخواد...
1173- در من اثر سختترین زلزلهها را
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 2:17
یه وقتی اومدم با بغض نوشتم تنهام و این سومین شب یلداییه که خونه و در کنار خانواده و جمع چهارده نفرهمون نیستم.xa0و حالا دارم فکر میکنم به یلدایی که تهران نیستم، در کنار دوستام نیستم. به چندمین یلدایی که بازم تنهام. برگشتم خونه و به چهار نفر از اون چهارده نفری فکر میکنم که الان زیر خروارها خاکن و بقیه...