۱۹۳۱- از هر وری دری ۴۴ - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 18:33
یک. این چند روز، هم نگار تنها بود هم من. دعوتم کرد خونهشون. شب هشتم محرم، شریف قرار گذاشتیم و بعد از مراسم و عزاداری اسنپ گرفتیم رفتیم خونۀ اونا. رنگ ماشین اسنپ اطلسی بود و ما نمیدونستیم اطلسی چه رنگی میشه. دو. روز تاسوعا برای ناهار نرگسم دعوت کرد. بنده با مشاهدۀ دستپخت و خانهداری نگار بسی بسیار به ...
۱۹۳۲- گذشتن و رفتنِ پیوسته - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 18:33
دیروز رفتم خونهشون آش پشتپاشو خوردم و راهی بلاد کفرش کردیم برای گذروندن دورهٔ پسادکترا که بره با موفقیتهای بیشتری برگرده.  و به همین مناسبت دوست دارم اولین خاطرهای که ازش تو خاطرم مونده رو اینجا ثبت و ضبط کنم. دوم یا سوم دبیرستان، یه سؤال مثلثاتی از کتابی که حل و پاسخنامه نداشت پیدا کرده بودم که خود...
۱۹۲۵- از هر وری دری ۴۱ - تاریخ: 1402/5/3 ساعت: 11:08
۱. تو آسمونا دنبال دکتر امیرشاهی میگشتم، دیروز اتفاقی تو فرهنگستان تو جلسۀ تصویب واژههای مرتبط با برندها و بازاریابی دیدمشون. ایشون هیئتعلمی دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد و بازاریابی دانشگاهمون بودن و بازنشسته شدن چند ساله. برای رسالۀ دکتریم میخواستم ازشون مشورت بگیرم که متوجه شدم خارج از کشورن. جمعه تو ل...
۱۹۲۶- دشتان - تاریخ: 1402/5/3 ساعت: 11:08
نکتهٔ اول: یه سایتی هست به نشانی https://wiki.apll.ir که مصوبات فرهنگستان اونجاست. یه سایت دیگه هم هست به نشانی http://vajeyar.apll.ir/ که مصوبات فرهنگستان اونجا هم هست. یه بنده خدایی هم هست به اسم دُردانه که سابقاً شباهنگ بوده و فایل اکسل و پیدیاف و نسخۀ چاپی هفده جلد مصوباتو داره و هر موقع ازش بپر...
۱۹۲۷- از هر وری دری ۴۲ - تاریخ: 1402/5/3 ساعت: 11:08
۱. بعد از اینکه خانواده رو بدرقه کردم و پشت سرشون آب ریختم که زود برگردن و برگشتم و کلیدو انداختم و درو باز کردم و وارد خونه شدم، اولین سؤالی که برام پیش اومد این بود که اگه یکی در زد چی کار کنم. سؤال بعدی این بود که این سبزیای خردشدۀ داخل یخچال برای چیه و چی کارشون کنم. سؤال بعدی این بود که رب کجاس...
۱۹۱۹- اینم یادم باشه - تاریخ: 1402/4/6 ساعت: 13:27
چند وقتی بود که استاد هماتاقیم تصمیم داشت دانشجوهاشو ناهار مهمون کنه. بدون مناسبت خاصی. چرا میگم دانشجوهاش؟ من دانشجوش نیستم؟ هستم. ترم دوم استاد یکی از درسای منم بود، ولی دورۀ دکتری اینجوریه که یکی دو سال اول با همۀ استادها واحد برمیداری و همه استادتن؛ بعد که درسات تموم میشه فقط با استاد راهنمای خو...
۱۹۲۰- نمیشه هم شجاع باشم هم بینقص و کامل؟ - تاریخ: 1402/4/6 ساعت: 13:27
این کتابو امروز در چهارمین روز از چهارمین ماه سال، ساعت هفت و پنجاهویک دقیقۀ صبح جلوی درِ شرقی دانشگاه، بدون مناسبت خاصی هدیه گرفتم. که بخونم و هدایت بشم، بلکه تغییر کنم. کتابِ «شجاع باش نه بینقص». هدیهدهنده گفت این کتابو به دخترای دیگه هم هدیه داده. گفتم بله ملتفت هستم که باغتون پر از سمنه و انقدر ...
۱۹۲۱- انتظار یار - تاریخ: 1402/4/6 ساعت: 13:27
بهش پیام دادم که تا عصر فرهنگستانم و جلسه دارم؛ میتونیم بعدش باهم باشم. گفت کارم تموم بشه خبر میدم. جلسهم که تموم شد، کار اون هنوز تموم نشده بود. راه افتادم سمت خوابگاه. به پسری که تو ایستگاه اتوبوس حقانی - شیخ بهایی نشسته بود گفتم اتوبوس شیخ بهایی نمیاد و اینی که اینجاست هم نمیبره. تجربۀ این دو سه ...
۱۸۵۶- من، دردانه، ۱۵ سال دارم - تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 14:04
سلام به روی ماه همهتون! ^-^ عمر آشنایی من با وبلاگنویسی به ۱۵ سال رسید. پونزده سالم بود که بهگواهی اسناد تاریخی بهزورِ همکلاسیای وبلاگنویسم که در حال حاضر وبلاگ همهشون تعطیله گلدان رو افتتاح کردم. «بهزور»، چون فکر میکردم فرصتشو ندارم. ولی گفتم حالا که سعدی، گلستان و بوستان داره منم یه گلدان داشته با...
۱۸۵۳- تهران (از هر وری دری) - تاریخ: 1401/11/22 ساعت: 14:30
ادامهٔ شمارهگذاری از پست قبل: ۸۹. اون روز که داشتم میرفتم خونۀ نرگس، تو متروی تربیت مدرس با نگار قرار گذاشته بودم که باهم بریم. با بیآرتی داشتم میرفتم. از راننده پرسیدم کدوم ایستگاه باید پیاده شم که از اونجا بتونم برم مترو؟ اسم ایستگاه رو گفت. پیاده که شدم، مترو رو میدیدم. وایستادم و سرم تو گوشی در ...
۱۸۵۴- کدوم فیلم یا سریال بود که - تاریخ: 1401/11/22 ساعت: 14:30
بهعنوان کسی که تو این چند وقت عزمش رو جزم کرده بود که مستندها و فیلم و سریالهایی که روی هم تلنبار شده بودن رو ببینه و شنیدنیها رو بشنوه و پاک کنه که هاردش یه نفسی تازه کنه و مقالهها و کتابهایی که نخونده بود رو بخونه و حالا دیده و شنیده و خونده و تو ذهنش قیامتی برپاست از انواع محتواهای بیربط و باربط ...
۱۸۵۵- تبلیغ دیدهها و شنیدهها - تاریخ: 1401/11/22 ساعت: 14:30
توجه: اکثر اینا رو دوستام معرفی کردن یا فرستادن، ولی من یادم نمیاد معرف هر کدومشون کی بوده. هر کدومو خواستید ببینید، اسمشو گوگل کنید و دانلود کنید. اگر پیدا نکردید بگید من لینک بدم. توصیه: قبل از دیدن فیلمها، خلاصهشو نخونید. قشنگیش به اون شوک و غافلگیری آخرشه و منم سعی میکنم طوری معرفی کنم که قصه لو...
۱۸۵۰- تهران (۲۴ و ۲۵ و ۲۶ آذر) - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:27
این عکسا رو موقعی که تهران بودم تو اینستا منتشر کرده بودم تا وقتی برگشتم تو وبلاگم هم بذارم. فیلترشکنتون اگه روشن باشه شاید عکسا لود نشن. ادامهٔ شمارهگذاری از پست قبل: پانزده. این چارتا گربه از جمله موانع ورود بنده به دانشگاهن. اینور که وایستادم حیاط خوابگاهه، اونور دانشگاه. در واقع این دری که میبین...
۱۸۵۱- تهران ( ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ آذر) - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:27
این عکسا رو موقعی که تهران بودم تو اینستا منتشر کرده بودم تا وقتی برگشتم تو وبلاگم هم بذارم. شمارههایی که رنگشون قرمزه، فقط تو صفحۀ فک و فامیل، و شمارههایی که رنگشون آبیه هم تو صفحۀ فک و فامیل هم تو صفحۀ دوستان و استادان منتشر شده. توضیحات با شمارههای مشکیرنگ هم مختص وبلاگه. ادامهٔ شمارهگذاری از پست...
۱۸۵۲- تهران ( ۲۹ و ۳۰ آذر و ناگفتههای روزهای قبل) - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:27
این عکسا رو موقعی که تهران بودم تو اینستا منتشر کرده بودم تا وقتی برگشتم تو وبلاگم هم بذارم. شمارههایی که رنگشون قرمزه، فقط تو صفحۀ فک و فامیل، و شمارههایی که رنگشون آبیه هم تو صفحۀ فک و فامیل هم تو صفحۀ دوستان و استادان منتشر شده. توضیحات با شمارههای مشکیرنگ هم مختص وبلاگه. ادامهٔ شمارهگذاری از پست...
۱۷۶۶- مهرانرود - تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 19:55
پاسخ: آره، اینو چند وقت پیش تو یه کانالی دیدم اینجا هم میذارم شاید به درد یکی بخوره:
۱۷۶۷- دنیا وفا ندارد، ای نور هر دو دیده - تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 19:55
یک. تو ایران، یا حداقل تو شهر ما، یا نه اصلاً تو فک و فامیل ما رسم نیست عکس خانومی که فوت کرده رو روی قبر و اعلامیۀ ترحیمش بزنن. تو اون قسمت از اعلامیه که اسم بستگان مرحوم رو مینویسن هم رسم نیست اسم دختران و خواهران و مادر و زن و نوه و سایر بستگان مؤنث مرحوم رو بنویسن. ینی مرحوم اگه یه خواهر به اسم ...
۱۷۶۸ - تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 19:55
میگن شباهنگ در نخستین سوابق رصدی بهعنوان پرنورترین ستارۀ آسمان شب ثبت شده. این ستاره هر سال ۷۰ روز ناپدید میشه تا دوباره پیش از طلوع خورشید به آسمان شب برگرده. میخوام ۷۰ روز ناپدید شم. اواخر تیر آزمون جامع دارم و نیاز دارم که یه مدت ذهنمو خلوت کنم. فعلاً اینجا بهروزرسانی نمیشه و پست جدیدی نمیذارم و ...
۱۳۸۹- سفری میباید، سفری بیهمراه؛ گم شدن تا تهِ تنهایی محض - تاریخ: 1399/1/20 ساعت: 18:41
درگذشتگان ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹. تصمیم جدیدی گرفتم مبنی بر اینکه در کنار عکسنوشتها و سفرنوشتهایی که مصادف با شمارهٔ پستها هستن، یادی هم بکنم از عزیزانی که تو اون سالها از دست دادم و بند جدیدی تحت عنوان درگ
۱۳۹۰- سرزنشها گر کند خار مغیلان - تاریخ: 1399/1/20 ساعت: 18:41
توصیه.xa0کرونامههای دکتر میم رو از دست ندید. و همینطور این پستِ آسوکا رو. تورنادونوشت. توی پست ۱۳۸۸ گفتم اسمxa0آقای ر. روxa0گوشۀ ذهنتون نگهدارید که بعداً قراره بهش برگردیم. سال ۹۰، فردای روز تولدم ایشونو